۱۳۹۱ دی ۴, دوشنبه

@سیما

نمی دونم دقیقا چی باید بگم. همیشه منتظر این لحظه بودم. اما تقریبا. یعنی اینکه چون اطمینانی در کار نیست. اما خوب چون ذهنشو درک نمی کنم ازین لحاظا کار خیلی سخت می شه. دقیقا همونی هست که توی فیلم #500 روز با سامر هست. همیشه ازین چیزا می ترسم واسه همین بخاطر عوارض جانبیش این فیلم رو نشونش ندادم و فیلمای هپی اندینگی مثل #اسکات پیلگریم در مقابل جهان که یکی از فیلمای محبوب خودم هستشو دادم بهش چون شخصیت دختر فیلم به قول خودشون "توی یه سطح دیگس"، "زخم خوردست" و "مردا براش میمیرن" و موهاشم بدون هیچ ترسی رنگای مختلف می زنه واسه همین @اسکات می ترسه که بی وفایی کنه. البته تهش هم بگم دیگه ته هپی اندینگه. ولی دیگه #500 روز با سامر هم آدمو مایوس می کنه.
مهم حالا اینا نیست مهم اینه که یه چیزایی حل شده.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر