این اوضاع بلاگ سازی ما هم با یه فجایعی روبرو بود. اولش اون زمان بود که @مصطفی محدث نمی دونست وبلاگ سرویس مجانیه. بعد که فهمید چند بار تاکید کرد آرین به کسی نگیا منم به کسی نمیگم که. کیه وبلاگ منو بخونه. خلاصه توی #بلاگفا یه وبلاگ ساختم با اون تم تاریکا که سرمه ای بود. چرندیاتمو اونجا می نوشتم. عزیز دلم بود اون بلاگه. یه آدم اخری اومد اونو حک کرد. البته خودش که اورزه این کارو نداره داده بود یه اخر دیگه هک کرده بود. اون زمان من یکم که زبانم خوب شد جرات پیدا کردم برم یه وبلاگ جدید بزنم. توی #بلاگر. اونم که فیلتر شد و رفتم توی #ورد پرس بعدش که اونم کلهم فیلتر شد دیدم نه نمی شه برگشت بو اون سرویسای آشغال ایرانی. خلاصه الان می فهمم تو این فیلترا بنویسم بهتر از اون سرویسای فارسی که مدیراشون عین این مونگولا می مونن. آهان یه چیزی رو هم یادم رفت. این اواخرم رفتم توی سرویسی به اسم #بلاگها که بر اساس ورد پرس بود منتها دفعه دوم که رفتم توش فیلتر نشده بود، کنفیکون شده بود. خلاصه اومدم توی فیلترا بنویسم یکم فکر کردم #ورد پرس بهتره یا #بلاگر خوب دوتاشون خوبن اما دیدم با این وضعیتی که من پیش می رم هر جا قدم می ذارم داغون می شه گفتم دیگه قدم من اونقد قوی نیست بزنه #گوگل رو بترکونه تازه توی اوجشه و اوکی هست. اون #ورد پرس که #gnu و #opensource گفتم شاید بترکه، این بود که گفتم همین خوبه. حالا می خوام یه بخش آهنگ بزنم تو وبلاگم شاید یکی پیدا شه دنبال آهنگای من بگرده شایدم از سلیقه من خوشش بیاد و آهنگای دیگمو گوش بده کلا خوشحال می شم. ازونا هم نیستم که وسط بلاگ بزنم جون مادرت نظر یادت نره. دوست دارما اما کلا این کلاس و پاکیزگی فکر باعث می شه ازین ضایع بازیا نکنم. همونطوری که @سیما رو با سرکوب کردن خواسته هام از دست دادم. البته. کلا اینجا خواهشامو می کنم. تورو جون مادراتون نظر بزارین. اگه @سیما حیدری رو هم می شناسین بهش سلام و وبلاگمو برسونین.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر