@مینا من که می دونستم تو دل تو اون سینت هست. می دونستم بلاخره دوست داشتنو حس می کنی. چرا انقدر با خودت می جنگی؟ چرا باهاش بهم زدی؟ البته عذر تو موجهه. اخلاق نداشت. می دونی یه زمان می خواستم بهت بگم یا دختر هیچ چیزم نداشته باشه فقط به یه جمله و یه عقیده لازم داره که بذاره بره. من با هزار امید می خواستم @سیما رو نگهش دارم. می دونستم میره با این جملاتش. اون می گفت: "عشق کمترین چیزه" تو هم می گفتی: "عشق معنی نداره" چه فرقی داره که عشقو قبول داشته باشی یا نه. فعلا که نیستین. به خود @سیما گفتم که می دونم منو می بری از یاد این کارارو می کنم که بمونی. انگار فقط از اون لحظش راضی بود. وگرنه من آدم بدی نیستم. لیاقتمم این نبود که اون صحنه ها رو با چشم خودم ببینم. آخ که دلم تنگ شده. چی می شد همه چی دکمه بلاک و ایگنور داشت. اینجوری کلا از زندگیت حذف می شدن. بعد چند سال که همه چی از یادت رفته که کی توی ایگنور لیستت هست می بینی توی فیسبوک یه سری آدما واسه خودشون جوابای مسخره می دن. مثلا یکی یه پست گذاشته اون یکی دوستت توی کامنتا گفته مرسی تو چطوری؟ دوباره بدون وقفه می گه اوضاع چطوره؟ بعد می بینی بابا دوستت که دیوونه نیست. فیسبوکم جای دیوونه ایی با این درجه نیست. ااااای یکی اینجا بلاک شده. میری توی بلاک لیست و می بینی خیلیا اون تو هستن. سریع آدم مرتبط به دوستتو آنبلاک می کنی که بله آرین هستن. می گی آره چه دورانی بود. بدون این که بدونی دل شکستن واسه @آرین مث دل شکستن واسه @سیما نیستو یه سری معانی خاص خودشو داره. سعی می کنی دوباره دلشو بشکونی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر